| .::: آخرین مکتوب :: |
آخرین نوشته ها و مکتوبات من
|
درباره وبلاگ
![]()
نوشته يا مكتوبات ريسه هايي طويل از كلمات با معني و بي معني اي هستند كه هر روز و هر لحظه در حال جمع و جور شدن، كش و قوص پيدا كردن و لعاب پيدا كردن و ته ديگ شدن هستند.
مهم نيست يك نوشته يا مكتوب با چه عبارتي يا چه حرفي يا كلامي شروع مي شود، مهم پايان آن است. آخرين مكتوب يا فاينال لاين حديث خوش پايان است. نقطه سر خط نيست! نقطه و تمام است. آخرين مكتوب خداحافظي آخر است. خداحافظي اي كه بعد از آن انديشه مي آيد و خاطرات نوشته هاي تلخ و شيرين. آخرين مكتوب دفترچه اي است به سوي هرآنچه كه تمام مي شود و بر آن آغازي نيست ! پیوندهای روزانه
غار نخجیر با 70 میلیون سال عمر! تخریب شد !!!
هاشمی رفسنجانی، عجب لباسی !!! فرزاد حسنی: زنگ زدند گفتند از امشب نیا! تمام پیوندها پیوندها
شوره زار
نامه های عاشق خلیج العربی .:: اولين قالب ساز آژاکس بلاگفا ::. .:: شعر، اس ام اس و عکس برتر ::. طراح قالب
|
به بهانه ی نمایش انیمیشن معنا گرای "هورتون ( کسی که صدای هو who را شنید ) "امروز، (عصر جمعه) فیلم سینمایی کارتونی ای از تلوزیون پخش شد که کمی منو متعجب کرد. همیشه مهمان های ناخوانده ی جمعه عصرها منو ناراحت کرده و خواهند کرد و امروز هم درست در زمان پخش این کارتون حیرت انگیز یکی از اونها سرکلشون پیدا شد. خودتون میدونید که کلی خنده زورکی و کلی نگاه یواشکی به تلوزیون. از یک طرف ترس از افکار پنهانی مهمان ها به خاطر تماشای کارتون (بهتره بگوییم انیمیشن) و از یک طرف اطمینان از عدم تاثیر توضیح در مورد انیمیشن های معنا گرا و اشاره به انیمیشن زیبایی که در حال پخش است فرصت را برای تماشای ملموس و از نزدیک و حتی موهبت شنیدن صداها و بیشتر گفتگوهای زیبا و حساب شده انیمیشن از دست رفت. اما در جمع حواس مشوش مهمان گردان من در آن شرایط هم نکات نابی را از انیمیشن گرفتم که منو اکنون مجبور کرد تا آنها را بنویسم تا شاید در فرصتی ناب (بدور از سر و صداها مثل همین الآن که آرام و تنها فقط صدای تایپ کیبورد را می شنوم) این انیمیشن را پیدا کردم و اونو از اول بار دیگر دیدم. داستان در مورد یک فیل احساساتی بنام هورتون است که بدور از زندگی وحشی جنگل به صورت تصادفی با یک گل عجیب ( بیشتر شبیه گل قاصدک – هرچند که توی فیلم هم ترجمه ی خوبی نداشتیم از این گل عجیب و بیشتر از اون با نام توده ی گرد و غبار اسم برده شد ) بر می خوره. هرچند من این کارتون رو نصفه و شاید کمتر از نصفه دیدم اما معانی زیادی از اون برداشت کردم. اما شباهت هایی هم بین این فیلم و جامعه ی استبداد زده ی دور و ور خودمون هم دیدم. پایان
آواز دلفين ها
به قضیه یک بعدی نگاه نکنید.
بگید فرقشون چیه؟! دختر اروپایی یا دختر ایرونی؟! داشتم تو سایت تابناک می گشتم ( میگذریدم وب رو ) که فارسی شده ی خبر جنجالی house of horror رو که چند وقت پیش توی یاهو مسنجر برای همه سند تو آل کردم اما متاسفانه همه ی دوستان چون خیلی فسیل بسر می بردند حتی به گوششون هم نخورده بود! حال بخاطر اینکه از عصر ماموت ها در بیایید لینک متن خبر (به فارسی، نترسید) می گذارم. برید بخونید بلرزید !
یا بروید در ادامه مطلب بخوانید ... ادامه مطلب ![]() براي نخستين بار، يک گروه 21 نفره به رهبري يک خاخام يهودي از آمريکا امروز به سمت تهران حرکت ميكنند. به گزارش خبرنگار «تابناك»، خاخام «لين گوتليب»، يکي از رهبران حرکتهاي نوگرايان يهوديان آمريکا که به همراه اين گروه بزرگ به ايران سفر ميكند، در مصاحبه با روزنامه «اورشليم پست» ديروز اعلام نمود: ميخواهيم به جهانيان تصوير ديگري نشان دهيم. او که مؤسس انستيتوي يهودي «شومر شالوم» است، ميگويد، به اين دليل قصد دارد به زودي به ايران سفر كند که خانم هيلاري کلينتون کانديداي دمکراتها گفته است: حمله ايران به اسرائيل با پاسخ آمريکا روبهرو ميشود. در حالي که او اعتقاد دارد بايد مذاکره و گفتوگو را به جاي تهديد و درگيري انتخاب نمود، به ويژه هنگامي كه بين سي تا چهل هزار يهودي در ايران زندگي ميکنند و قديميترين مقصد مهاجرت جامعه يهوديان در خاورميانه به شمار ميرود. اين يهوديان از سال 586 پيش از ميلاد حضرت مسيح، در صلح و آرامش کامل در ايران زندگي ميکنند. ... ( ادامه مطلب را بخوانید ... ) ادامه مطلب
یک کار باحال و متفاوت با حرکت های احساسی (امضا کردن های یک میلیونی بر ضد توهماتی مانند اینکه گوگل اسم خلیج عربی رو به خلیج فارس تبدیل کند و .. ) تو وبلاگ هاتون لینک زیر رو قرار دهید: با نام دقیق : "arabian gulf" یا لینک زیر: (زبان عربی اش ) http://arabic.arabian-gulf.info/ با نام دقیق: " خلیج العربی " این سایت ها (اگه تا الآن بازشون کرده باشید ) شامل محتوایی ساده از error 404 خود ویندوز است که میگه چیزی به نام خلیج عربی وجود ندارد. منظورتان حتما خلیج فارس بوده جالب تر اینکه در قسمت جستجویش (سرچش) لینکی است به پستی از ویکیپدیای انگلیسی در مورد خلیج فارس. حال شما هم می تونید به این فرایند کمک کنید. چطور؟! ساده است. شما هم در وبلاگ هاتون همانطور که در بالا گفتم لینک بدهید. این برخلاف امضاهای یک میلیونی موثر است زیرا، تا همین الآن سه لینک اول جستجو شده در گوگل مربوط به همین حرکت است و همین صفحات را باز می کند. هرچه آمار وبلاگ های لینک دهنده بیشتر باشد احتمال پایین آمدن این وب سایت از اولین نتیجه های جستجو شده گوگل بیشتر می شود. این است: " تحمیل نظر صحیح " بدون خون ریزی! بدون هزینه ی میلیاردی؟! و کاملا فرهنگی و موثر !
کامروا باشید گوگولی ها ! بنام خدا ::::::::::::::: وبلاگی درست کردم بنام http://lettersoflover.blogfa.com که در آن نامه های عاشقانه قرار می دهم، البته همیشه یک نسخه از اون رو اینجا هم می گذارم اما نسخه ی تمیز همه ی نامه ها را از این به بعد همانجا بخوانید. :::::::::: -- امشب شب بی ریایی بود! بی ریا چون رؤیا . شبی که بعد از آنهمه گاه او را دیدم. نه خودش نه جسمش. تصویری. نه آنقدر کامل! نه آنقدر زیبا . آبی بر عطش کویری ام ! آه ... آنقدر مسلم نیستم تا از حق ، حق خود بخواهم . آنقدر عاقل نیستم تا خود چاره کنم ! آنقدر جاهل نیستم تا طریق مجنون گذارم و دست لیلی ام را دستان جنونم بگیرد. آنقدر شاعر نیستم تا غزل غزل شعر کنم تا سبکبال شوم. آنقدر بیشعور نیستم تا به عشقم پشت کنم و آنقدر طفل نیستم تا آنرا فراموش کنم. من مستحق صبرم، مستحق زجر . که بعد سختی آسانی است اما بعد شکنجه ها چه ها ؟! زخم عشق من از فراغ نیست، که خانه ی دوست نزدیک است. زخم من از خانه ی خود است. از خانه ی ویران فولادینی که قصد تخریب آن دارم اما چون من رهایم نمی کند. کاش این دیوارهای منم رهایم می کرد. کاش آنقدر سخت نبود کندن پی این خانه. کاش دنیا اینقدر بی رحم نبود ، کاش در آبادی ما حرف از هنجار نبود. کاش من نبودم! کاش وجودم بود. وجود پر تمنای پاکم. کاش این هنجارها و کردارهای شایست و ناشایست پی مستحکم من را نساخته بود. کاش این خانه از پایه خراب بود. همینجا بود که من آواره نشین خانه ی او می شدم. من صفه نشین سایه ی او میشدم. نه اینکه در من بدی هست! نه . در من خوبی بدتر از بدی است. خوبی زندان احساس ! روانم نا امید است ! روحم امیدوار. تمنا تشنه و فکر مایوس . عشق گرم و گفتار سرد. زبان لال و بیان در خم کوچه های سرگردان تصمیم. این منم. صدایم بشنو. دوستت دارم. با من بمان.
You be my baby and we'll fly away
من افسانه ام خدا در اعمال من است ! خدایی نجات بخش . .:: ( آخرین فرد روی زمین تنها نیست ) ::. ![]() بنام خدا امروز می نویسم به یاد نقاش بزرگ مودیلیانی (Modigliani) نمی خوام فاینالاینی برایش بنویسم اما ناچارم. همدوره ی پابلو پیکاسو نقاش بزرگ بود. در ایتالیا بدنیا آمده بود (1892) و... نقاشی منحصر به فرد خود را داشت. دید هنری او (گردن های دراز و صورتهای رنگ پریده) باعث فقرش شده بود. آنطور که همه او را با پابلو پیکاسو همطراز می دانستند اما از جهت مالی پیکاسو نقاشی بود که برای ثروت میکشید (نه صرفا هدف پول، من نمی تونم در مورد او صحبت کنم حداقل تا زمانی که زندگی نامه ی اونو نخوندم) و مودیلیانی برای هنر میکشید. به شدت الکلی ... شاید تا آخر عمرش هیچ وقت هیچ تابلویی از او به فروش نرسید ! ( تعصب هنریش همیشه باعث این میشد ) اما فقر باعث نمیشد غرور هنری اش ذره ای لکه دار شود. پیکاسو بخاطر او و زیر امضای او در مسابقه ی بزرگ فرانسه شرکت کرد. (احترامی که ذاتاً به او میگذاشته) در آخرین مسابقه ی عمرش ، تابلویی بنام همسرش و دقیقاً تصویری زیبا (با همان سبک هنری خاص خودش) از همسر حامله اش کشید اما زمانی که در مراسم مسابقه حتی خود پیکاسو بعنوان یک رقیب حیرت خود را با تشویق برای اثر او ابراز می کرد در یکی از کوچه های فرانسه زیر مشت و لگدهای ولگردها جان می داد! چون در یک قهوه خانه بلند گفته بود تمام سرمایه ی من این کاغذ است... ! ( کاغذی که اثبات می کرد او فرزند دار شده است ) جانش را بر روی سرمایه اش گذاشت و خیلی تنها و غمگین دنیا را ترک کرد. مودیلیانی آنقدر بزرگ بود که پابلو پیکاسو آخرین لحظات عمرش در بستر دائما نام مودیلیانی را زمزمه می کرد! کسی که شاید تاثیرات بزرگی در نقاشی های پیکاسو گذاشت. آنقدر موثر که حتی نام تابلوی پیکاسو در مسابقه مودیلیانی بود طرحی ( شکسته با اشکال هندسی و مثلث وار) از صورت مودیلیانی. او شاید شروع خوبی نداشت، خوب رشد نکرد (انحرافاتی مانند الکل و ... ) اما صادق ماند (در عشق و هنر ) و صادقانه مرد من آدم فراموشکاری هستم اما بعضی صحنه ها هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشود. از زندگی مودیلیانی هم دو صحنه هست که هرگز فراموش نمی کنم. اولی زمانی که زیر مشت، چاقو و لگدهای ولگردها سعی می کرد کاغذ اهراز هویت فرزندش را سالم نگاه دارد. دوم زمانی که اینرا می گفت: " پایان دیوانگی " و بلافاصله جان داد. چون اگر در شهر او همه عاقل بودند او تنها دیوانه ی شهر بود . کسی که طفل هنریش همیشه همراهش بود. مودیلیانی یکی دیگر از نمونه های اصالت باور برای ماست ... یادش گرامی .
|
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by http://finalline.blogfa.com